۱:۵۸ ب.ظ

می کنیم !

امروز پس از مدت ها قصد داریم یک مطلبی بزنیم تا شاید یک مقداری مطلبی زده باشیم !
همونطور که مستحضر ( به کسانی که املا درست این کلمه را بدانند جایزه می دهیم ! ) هستید ، یک مدتی است کلا هر اتفاقی در مملکث می افتد خود به خود طنز است ، پس ما می رویم سر یک مسئله ای که بیشتر بشود روی ان مانور داد !
همانطور که می دانید در ماه های اخیر بازار “محکوم کردن” ، “تهدید کردن” ، “تکذیب کردن” ، “تجاوز کردن !” ، “تشبیه کردن” ، “تشویش کردن” ، “توهین کردن” و خیلی از انواع “کردن” های دیگر گرم بوده ! در نتیجه ما هم دلمان می خواهد !
۱.محکوم می کنیم !
همانطور که می دانید ، آگاهید ، فهمیده اید و غیره در چند روز ماه محرم عده ای فاتن ( همان فتنه گر خودمان ) شعار “این ماه ماه خون است ، یزید سرنگون است ” سر دادند ، ما ضمن اینکه توهین این عده را به یزید زمان (مد ذلت ! ) محکوم می کنیم ، اعلام می داریم که تا جان در بدن داریم ، از یزید زمان پشتیبانی می کنیم !
۲.تهدید می کنیم !
..ما اعلام می داریم که اگر نیرو های قضایی اقدام به دستگیری سران فتنه نکنند ، ما خود به انجام این مسئولیت می پردازیم !
متن بالا ، پاره ای از نامه متشکل العقول (متشکل ، از ریشه “مشکل”) انجمن اسلامی چند عدد دانشگاه ها ست ، راجع به اینکه اگر سران را نگرفتید ، خودمان می گیریمش ! واصولا تا زمانی که چنین انجمن های طنازی هستند ، ما دیگر پیزی نمی گوییم .
۳.تکذیب می کنیم !
هااا ! من بر خلاف خیلی ها ، این نوع را بیشتر دوست دارم ، چون اصولا به ما این اجازه را می دهد تا انواع دیگر را به اسانی انجام دهیم ، و بعدا بزنیم زیرش !
از انجایی که ما اصولا کاری نکردیم که بخواهیم تکذیب کنیم ،یک تکذیبیه را در یک تاییدیه تکذیب می کنیم ! (بهش می گن ماژوخیزم !)
یک نفر گفته که نیروی انتظامی با مردم برخورد فیزیکی نداشته !
اره ! دقیقا ما هم همین رو می گیم ، ما ضمن اعلام اینکه هنوز جاش درد می کنه (!) ، برخورد فیزیکی با مردم رو تکذیب می کنیم !
۴.تجاوز کردن !
این قسمت رو به صورت فیلم نامه می نویسیم !
مرد ۱ : چرا رفتی تو تظاهرات ؟
مرد۲ : من کی ر…
مرد ۱ : خفه شو …
در حالی که دوربین مات شده و زوم اوت می کند راوی به توصیف ماجرا می پردازد !
راوی:******************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************************** (اینجا داشته استراحت می کرده !) ******************************************************************************************************************************************************************************* … کوکا کولا !… (متاسفانه حتی ستاره زدن بقیه اش هم میسر نیست !)
توجه ! از خوانندگان گرامی درخواست می شود ، به هیچ وجه اقدام به حدث زدن ستاره ها نکنند ، اگر می خواستیم بدانید ستاره نمی گذاشتیم .
۵.تشبیه می کنیم !
این قسمت هم به شدت در چند ماه پیش کارایی داشته ، و اصولا اگر به جای مبحث سبک “تشبیه” در ادبیات راهنمایی مبحث “فیزیک کوانتوم پیشرفته ” دانشگاه رو اینقدر تکرار می کردن ، الآن می تونستن به مردم علاوه بر ماچ (!) ، دوستی ، اینترنت و خیلی چیز های دیگر، یک مدرک دکرا هم بدهند !
******** اینجا هایش را خودمان سانسور کردیم ! ********
می گوییم یزید ، می گیرنمان ! می گوییم دیکتاتور ، ارجاعمان می دهند به شماره ۴ !!! اصولا دیگر تشبیه را بی خیال شده گیر به استعاره داده اند و ما کلا از این ارایه بی خبریم ، و اگر هم خبر داشته باشیم ترجیه می دهیم به شماره ۴ ارجاعمان ندهند !
۶.تشویش می کنیم !
واژه تشویش ، بسیار چیز مزخرفی است ، با یک مقدار تفکر می فهمیم که بر وزن تفعیل و از ریشه “شوش” است ، پس می آییم یک مقدار به توضیح عربی می پردازیم تا ضمن تقویت ادبیات فارسی ، عربیتان هم تقویت بشود !
بیایید از ریشه شوش ، بر وزن استفعال ، کلمه بسازیم ! می شود استشواش !

(Listen & repeat … “ESTESHVASH” !)

که البته فکر می کنم برادران معتادمان در تلفظ ان راحت تر باشند ! یا بر وزن یستفعل ، می شود یستشوش ! و حالا سوال می گوییم :
- “انتم … اذهان العمومی ، لکن انا ارجعکم الی بند الرابع ! ” (سوال ورودی کهریزک – تابستان ۸۸ !)
۱. تستشوشون ۲.تتشوشون ۳.تستشوششون ۴.تشتسمشون
(این سوال جهت فیلترینگ افراد معتاد بوده !)
۷.و بالاخره ، توهین می کنیم !
برای این کار ، به این جهت که یک مقدار از بند ۴ می ترسیم ، ارجاعتان می دهیم به چند جای دیگر ، با جستجوی این کلمات در گوگل ، سایت های بسیار خوبی را پیدا خواهید کرد :
جناب اقای دکتر فاطمه رجبی ؛
مرد برتر سیاست ایران در سال های ۸۴ و ۸۸ ، اقای فاطمه رجبی ؛
دکتر فرزانه ، دانشمند عالیقدر ، اقای فاطمه رجبی ؛
شوهر غلامحسین الهام !؛

۱:۱۶ ق.ظ

اینکه چرا ” زری ” رو نوشتم ” ضری ” مشکل بابای ضرغامیه !

حوصله و موضوع نوشتن نداریم به چند علت :
۱.دوباره سال تحصیلی فرا رسید و ما تا چند روز دیگر چهره نه چندان مطلوب مدیرمان را دوباره زیارت خواهیم کرد !
۲.فعلا گیر فرستادن صلوات هستیم به مناسبت پیروزی بی نظیر اون دکتر … در انتخابات ریاست جمهوری ! ( اقا مطلب کامل از این قراره که محمود اون اولاش اومده بود گفته بود یه نفر به من گفته ” دکتر ! من ۲۵,۰۰۰,۰۰۰( بخوانید بیست و پنج میلیون ! ) صلوات نظر کردم تا شما برنده بشید” ، حالا من نمی دونم محمود فکر کرده ملت خـ … که یه همچین چیزی رو گفته یا اون یارو فکر کرده ( و یا به احتمال زیاد به یقین رسیده ! ) که محمود چیزه ! برای درک بهتر ماجرا یک نگاهی به محاسبات زیر بندازید :
با فرض اینکه هر صلوات سه ثانیه طول بکشه :
۱,۰۰۰,۰۰۰ * ۳ = ۳,۰۰۰,۰۰۰ ثانیه
۳,۰۰۰,۰۰۰ / ۳۶۰۰ = ۸۳۳ ساعت
۸۳۳ * ۲۵ = ۲۰,۸۲۵ ساعت در کل ۲۵ میلیون
۲۰,۸۲۵ / ۲۴ = ۸۶۷.۷ روز
۸۶۷.۷ / ۳۶۵ = ۲.۳۷ سال !
یعنی به عبارتی طرف باید به مدت ۲.۳۷ سال تک ضرب ! بدون خواب ، غذا و کلا نفس کشیدن ! فقط صلوات بفرستد !
حالا می توانیم یک مقدار به فک فرد مورد نظر احترام گذاشته ، با روزی ۴ ساعت صلوات یه جوری ماجرا رو تموم کنیم ، به عبارتی :
۲.۳۷ * ۶ = ۱۴.۲۲ ایضا سال !
یعنی می شود ۱۴.۲۲ سال ، روزی ۴ ساعت صلوات ، یعنی تصورش را بکنید :
دوره محمود عوض شده ، رئیس جمهور بعدی به تخت نشسته ، کپک زده ، جنگ جهانی سوم شروع شده ، حکومت عوض شده ، مریخی ها حمله کردن ، عصر یخبندان دوباره شروع شده ، میمون ها به تکامل رسیده اند (البته به جز یک نوع مخصوص ! ) ، خر ها پرواز یاد گرفته اند و …
و این فرد همچنان دارد می گوید خدایا شکرت که ۱۴ سال پیش محمود رئیس جمهور شد !
لازم به ذکر است در محاسبات بالا از ته ماجرا صرف نظر کردیم که خودش چند روز از ماجرا کم کرد ! )
۳. هم اکنون چیزی حدود پنجاه تخم مرغ در یخچال ماست ! حالا این چه ربطی به این داره که من مطلب نمی دم خدا میدونه !
۴. تلویزین جیگرمان ، متعلق به ضرغامیمان ، حامی دولتمان ، و غیره مان ، یک مدتی است زده تو کار تبلیغات باحال ، در نتیجه به شما پیشنهاد می کنیم یک کمی تبلیغات هم نگاه کنید ، ولی جدا از تبلیغات مهلک بانک ها و میمون ها و از این چیز ها ، سه تا پیام اون وسط خیلی شاخصن ،یکی از اون پیام ها تو این مایه هاست :
- وای ضری خانوم (اینکه چرا ” زری ” رو نوشتم ” ضری ” مشکل بابای ضرغامیه ! ) ، دختر صغرا خانم دیدی ؟
- ها !
- فهمیدی صغرا خانوم هر چی خواستگار میاد و جواب می کنه ؟
- اوا ! خاک عالم ! چرا ؟! می خواد دستی دستی دخترشو به خاک سیاه بشونه !؟
- ها !
- چند سال بعد …
- وای ضری خانوم ! دیدی صغرا خانوم دخترشو سیاه بخت کرد ؟
- ها !
خوب این تبلیغ گر چه خیلی یه جوریه ، ولی برای خنده نظیر نداره به جون ضری !
تبلیغ بعدی :
بچه میشینه جلوی کامپیوتر ، مامانش میاد کمربند ایمنیشو می بنده !
خوب این چیه ؟! وحشتناکه ! خوب ادم رو می پیچونید که چی ! خوب بیچاره قاطی می کنه دو روز دیگه میره تو خیابون بعد منتظر صفحه فیلترینگه ! والا !
بعدشم ! ضری ! بلا ! تو که انقدر شیطون شدی اون سایتی که بچه باز کرد و به طور نمادین نشون نمی دی !؟
بعدی :
- کتاب همراه ، قابل استفاده در اتومبیل ، خانه ، محل کار ، اتوبوس !
خداییش من واقعا دارم به عقل خودمون شک می کنم ! تصور بکنید یک نوار کاست می خرید ، هر چی روش رو می خونید نمی بینید کجا میشه استفادش کرد میندازینش دور !
۵. در پایان از باید عرض کنم موارد مطرح شده هیچ ربطی به عنوان نداشتند ، زور نزنید .
۶. با تشکر ویژه از آقایان :
محمود ، فاطمه رجبی
و خانم ها :
ضری (!) و صغرا
که برای تولید مطالب این وبلاگ حتی از کوچکترین تلاش ها نیز دریغ نمی کنند !

۱:۰۳ ق.ظ

بلاگینفو جدید

از آنجایی که به تازگی نقل مکان کردیم و این سایت کودکمان هی همه اش یه جاش می زنه بیرون و گند یه جاش بالا می اد و تازه می فهمیم یه چیزی نداره باز هم باید بلاگینفو بدهیم !

۱.بخش خندانک ها ( از اون واژه های فرهنگستان ادبه ها ! ) را راه اندازی کردیم بروید حال کنید !

۲.ممکن است در نظر اول به نظرتان برسد که قالبمان ربطی به مطالبمان ندارد ، در درجه اول از شما می خواهیم به خودتان تلقین کنید که نه ، ربط داره ، ولی در درجه دوم باید بگم که نه ! خداییش هیچ ربطی نداره !

۳.بالا اومودن سایت یه کم طول می کشه ولی بعد از یه مدت یهو می زنه بیرون ، پس یک مقدار جیگرتان را گاز بگیرید .

۴.لازم به ذکر است نظرات برای پخش شدن نیاز به تایید بنده ی والا مقام ، فهمیده ، فرزانه ، باهوش و غیره دارند ، پس انتقاد نکنید ! فقط بگویید :

” ااااااااااااااااااا ! عجب سایت توپی داری ! لینکت کردم ”

نظرات به غیر از این پخش نمی شوند ! ( احتمال داره برای راحتی کار یه دگمه بذارم وقتی می زنینش اتوماتیک این متن رو بفرسته  ! )

ما هم سعی خودمان را می کنیم تا این وبلاگ را روز به روز گهربار تر از روز قبلش بنماییم .

۷:۳۲ ب.ظ

توضیحاتی چند در مورد اینجا …

از اونجایی که ما بلاگفا در رفتیم و به اینجا آمدیم لازم است توضیحاتی چند در باره بلاگ جدیدمان به شما بدهیم :
۱.اینجا یک وبسایت است و بر روی سرویس وبلاگ راه اندازی نشده ، پس ما هم سایت !
۲. از اونجایی که من خسیس تر از این حرف هاییم که برم پول بدم هاست بخرم ، اینجا رو روی هاست رایگان راه اندازی کردم و اون تبلیغات پایین صفحه هم هیچ ربطی به من نداره ، پس اگه یه موقع یه چیز ناجوری اومد با من نیست ! ( خداییش این از مزیت های هاست رایگان ، هر خرابکاری بشه میگی مال من نیست ! )
۳.نظر دادن اینجا خیلی اسون تر هست ، پس لطف کنید به انگشت های مبارکتان یک مقداری فشار بیارید !

برچسب ها: , , ,

ما آمدیم فول ورژن !

ما آمدیم تا دست از سر کچل اقای شیرازی برداریم !
آمدیم تا هر چه دلمان خواست مزخرفات بنویسیم بدون اینکه مجبور باشیم به کسی جواب بدیم …

سلام

سلام ! هلو ! (hello نه holoo ! ) ما آمدیم ! قلمان را مکانیدیم !

۵:۲۶ ب.ظ

حالا دست ، دست !

خدایا شکرت ! هیچ وقت فکرش رو نمی کردم که یه روز این قدر مهم بشم که هکم کنن! دســـــــت ، دست ! والا ! به همین مناسبت جشن می گیریم ! چه جوری ! هااااا ! می خوایم یه کاری کنیم که هممون با هم حال کنیم ! (گرچه لازم به ذکر است که حال اصلی رو خودمون می بریم موقعی که یک مهر خ… رو کشیدیم رو سرش ! ) ها ، داشتم می گفتم ! شماره تلفن ، ادرس خونه ، نام ، نام خانوادگیشو می دیم زنگ بزنین خونشون فوت کنین ! به جان خودم یک حالی میده !

۶:۵۷ ب.ظ

بلاگینفو !

ما قصد داریم که پس از چندین پست پر محتوایی که دادیم ، یک پست را هم به خود وبلاگ اختصاص دهیم و آخرین اخبار ، رویداد ها و … را در اختیار شما قرار دهیم .

در ابتدا باید بگوییم واژه “بلاگینفو” کاملا ثبت شده است و متصل شده واژه های بلاگ و اینفو است که هست .

۱.توضیحاتی چند در مورد تغییرات در شکل وبلاگ :

خوشمان آمد ، حالی به حولی شدیم ، حال کردیم عوض کنیم تا حداقل یک نفر از عکس ها لذت ببرد ( من از اون گاو خیلی خوشم میاد !‌)

۲.توضیحاتی چند در مورد اختلالات چند روزه وبلاگ :

تکذیب می کنم ! به شدت ! بنده هر گونه خبری که از اختلالات این وبلاگ روی پایگاه های خبری امد را به شدت تکذیب می کنم ! از ته وجودم تکذیب می کنم ! اصلا می دانید شبکه هایی مانند BBC , FRANCE-24 , VOA , SKYNEWS , FOXNEWS و … که این خبر را پخش کردند این کار را به خاطر حمایت بنده از محمود انجام داده اند و بس .

۳.توضیحاتی چند در مورد چند نظر :

نظر اول : (این مطلب جاش اینجا نبیده.لطفا همین رو کپی پیست کنین تو دفتر سوتی!!!!!! )

نخیر ! این مطلب اصلا هم سوتی نبود ، بلکه تمام اتفاقات در کمال اگاهی ، اوج هوشیاری و خلاصه جیگر انجام شده بود و هیچ ارزش دیگری ندارد ، اونی که باید تو دفتر سوتی بنویسید نظر بعدی هست که می نویسم .

نظر دوم : (اینکه خوبه برادر، اینجانب یکبار با کرم صورت مسواک زدم. خداییش تیوبش مثل خمیر دندان بود! )

این رو باید تو دفتر سوتی بنویسید ، ولی خداییش مزه شون با هم فرق می کرد یا نه ؟ راستشو بخواین همیشه دوست داشتم یه خوردشو بخورم !

۴.توضیحاتی چند در مورد دفتر سوتی ، یکی از نویسنده های دفتر سوتی و یکی از خواننده های این وبلاگ ( دوستان زبان فارسی ، مثنی نداره ، مگرنه می نوشتم خوانندتین ! (اون یکیشم خودمم ! ))

دفتر سوتی یک وبلاگی هست که بوده ، یک مدتی بود که وبلاگشان نظرات و بازدیدش خیلی شده بود و دیدیم  که خوانندمون نمیاد اینجا و فعلا گیر انجا است تحقیق کردیم دیدیم رفته اند برای وبلاگشان یک محمد تقی پیدا کرده اند ( البته نه دقیقا برای خودشان و وبلاگشان ! ) و ما فهمیدیم که رمز موفقیت محمد تقیست ! در نتیجه ما نیز یک مدتی است داریم برای وبلاگمان دنبال یک محمد تقی می گردیم ( البته اینم نه دقیقا برای خودمان و وبلاگمان ، اونی که باید برای خودمان پیدا کنیم مسلما اسمش محمد تقی نیست ! )

دوستان متن شماره ۴ به صورت رمزی شده است ، اینکه گفتیم رمز نه اینکه بتوانید با چپ کردن چشمتان یا سر و ته کردن مانیتور یا از ته به سر خواندن بفهمید چه خبر است !‌جریان مفهومی است !

۴:۵۷ ب.ظ

چه می شود اگر یک روز خمیر دندان نداشته باشید !

ما می خواهیم در این مطلب بخشی از تجربیات خودمان را که از قضا همه ان ها در روز ۳۱ تیر ماه اتفاق افتاد را به شما منتقل کنیم .

ما خمیر دندان نداریم ، در نتیجه موجی از پیشنهاد های نه چندان عاقلانه به سمتمان روانه می شود تا کمی کیفور شویم و حال کنیم که ما چقدر باحالیم .

برای مثال یکی می گوید :

با شامپو مسواک بزن !

وای ! وحشتناکه ! فکرشو بکنید فرداش می رید تو خیابون یکی بهتون می گه ” به ! به ! دهنتون چقدر بوی شامپو ضد شوره نیوه آ میده ! ” یا اینکه اگر یک مقدار سفیهانه تر به ماجرا نگاه کنیم می توانیم ، می توانیم با استفاده از شامپو های حالت دهنده ، دندان های خودمان را سیخ کنیم ! و یا ببافیم ! و یا بدتر از ان ، دندان های خودمان را بیگودی بپیچیم !

مسواکتو بگیر دستت برو از همسایه خمیر دندون بگیر !

تصورشو بکنید ! من با یک من سیبیل برم جلو خونه همسایمون بگم “سلام آقاهه ! یه نخود خمیر دندون می مالی رو مسواک من ؟ ” و این صحنه یک ننگ تاریخی است !

با سفید کننده مسواک بزنیم !

این پیشنهاد که اتفاقا مال خودم بود بهترین پیشنهاد بود ، چون نه تنها دندون هامون رو سفید می کرد ، خودمون رو هم بعد از یک مدتی سفید پوش می کرد که مایه بسی مسرت ( یا مسرط یا مصرت یا مصرط یا مثرت یا مثرط ) بود !

و در آخر ما تسلیم این پیشنهادات نشدیم و کار خودمان را با اعمال نا شایستی همچون فشار دادن تیوب تمام شده خمیر دندان ، ماچ کردن تیوب تمام شده خمیر دندان و التماس کردن به تیوب تمام شده خمیر دندان راه انداختیم و با حدود دو و نیم عدس خمیر ( برابر است با حدودا یک نخود ) راه انداختیم .

اماااااااااااا …

یک چند دقیقه پس از مسواک زدنمان دیدیم یک نفر دارد مسواک می زند ! با خودمان گفتیم ” زرشک ! ما این همه زور زدیم این کیه داره مسواک می زنه ! “

رفتیم و تا جایی که ما دیدیم یک ماشین لباسشویی بود که یک مسواک در دهانش است و از چهار طرفش هم دارد کف می زند بیرون ! داشتیم از خنده می ترکیدیم که ان یک نفر پیروزمندانه امد بیرون و ما که بسیار کنجکاو شده بودیم که او باچه چیزی مسواک زده مبادرت به بو کردن دهانش کردیم و تا جایی که ما فهمیدیم فقط بوی شربت سیب گلرنگ (!) بود که می امد ولی هر چی فکر کردیم دیدیم ما که شربت سیب نداشتیم ! اصلا مگه گلرنگ شربت می زنه ؟ گلرنگ ؟! وااای ! گلرنگ !

وحشتناک بود ! ان یک نفر در نهایت اقتدار لطف کرده بود و با یک مایعی که من بهش می گویم مایع دستشویی ( و از قضا ان یک نفر بهش می گوید خمیر دندان ! ) مسواک زده بود !

خداوند از این شب ها نثار شما هم بکند تا از استعداد های نهفته خانودتان در تبدیل مواد با خبر شوید !

۶:۴۲ ب.ظ

ما روزانه بین -۵ تا -۲۰ بازدید کننده داشتیم !!!

ما قصد داریم تا جواب دندان شکنی به افرادی بدهیم که فکر می کنند طرفدارانشان خیلی است .

در نمودار زیر ما آمار بازدید های خود را قرار داده ایم ، باید توجه داشت که ستون افقی روند زمان و ستون عمودی تعداد بازدید کننده ها را نشان می دهد .

nemoodar

 

مشاهده می کنید که بازدید ما تا قبل از استفاده از واژه زشت ، بی معنی و بی تربیتی “سبز” بازدید های متعادل و خوبی داشتیم ، اما پس از استفاده از این واژه غربی ، آمار بسیار وخیم شده و حتی منفی شده است ! یعنی ما روزانه بین -۵ تا -۲۰ بازدید کننده داشتیم ، یعنی نه تنها کسی به اینجا نمی امده ، بلکه یک تعدادی هم می رفتند ! (حالا ! وااای ! واای ! نیومده برمیگشتی !!! )

اما این وضع ما خیلی سریع ، پس از تغییر موضع ما و اعلام حمایتمان از رئیس جمهور مکتبی مان تغییر کرد به طوری که آمارمان به حدود ۳۰ الی ۴۰ میلیون در روز افزایش پیدا کرد که مایه بسی خوشحالیست .(دقت کنید که در یک روز امار ما ۴۰ میلیون بود ف یعنی علاوه بر ۲۴ میلیون احمدی نژادی ۱۶ میلیون از ۱۴ میلیون ذای دهنده به اقای موسوی هم از اینجا بازدید کردند که نشان دهنده اقبا ۱۲۰ درصدی حامین موسوی به احمدی داره !!! ) (چطور میشه ۱۲۰ درصد از مردم رای بدن ، نمیشه ۱۲۰ درصد از حامیان نظرشون عوض بشه ؟! ) (این جمله رو نوشتم تا مبهم توجیه بشه که برداشتش بدم نیست )

اگر هم فکر می کنید بنده دروغ می گویم ، حاضرم با استدلال ثابت کنم که دروغ گو نیستم ( از همون مدلی که ا.ن. اثبات کرد دروغ گو نیست و ما در پست قبل ثابت کردیم سست عنصر نیستیم ! )

به هر حال این آمار ها استخراج شده از مرکز آمار ایران هستند و صحت ان ها نیز بی شک مورد تایید است .

التمام